١
ای هر چه قشنگ نام ِ زیبای شما
هم سفرهٔ جنگ ،نام ِ زیبای شما
تنها به همین ،دل ِجماعت خوش بود
یک کوچهٔ تنگ ،نام زیبای شما
٢
تصویر تو از ترانه ایی رد نشده است
راه تو ،به هیچ ذرهای سد نشده است
تو مقصد خویش را «خدا» میدیدی
قلب تو ،مسیر یا و باید نشده است
٣
در حنجرهام نام ِ شما جا شده است
با حس ِ شما غزل ،چه زیبا شده است
از هرم ِحضور ارغوانی شما
در دفتر من ،ترانه پیدا شده است
۴
با خونِ تو ،ما وضویی از نو کردیم
یک بودنِ خویش را ببین دو کردیم
در بحبوحه ی غریب این شهر شلوغ
با چفیه ی تو گناه کادو کردیم
۵
رستم به خدا،به گَرد پایت نرسد
سیمرغ! ولی نه، به هوایت نرسد
توبُغض انالحق ِ معاصر هستی
افسوس! به گوش ِ ما صدایت نرسد
۶
باران شدید آخرین حرفش بود
یک شعرسپید آخرین حرفش بود
از اولِ عمر، از رهایی میگفت
تابوتِ «شهید»، آخرین حرفش بود
و
«تقدیم به شاعرشهید، حسین ارسلان»
در وصفِ تو آسمان خبر خواهد شد
با تو ،شبِ تیرهمان سحر خواهد شد
تو میروی و خاک، اگر جای تو نیست
این خاکِ فقیر معتبر خواهد شد
نظرات ()اندوه تو رنگ ارغوانی دارد
غم با تو هنوز همزبانی دارد
بی پایی وبی دستی و ...اینها
یک ترجمه ی ناب جهانی دارد
٢
خط روی بهار و بوی باران زده ایم
دندان به گرفتن لب نان زده ایم
یک باب مغازه بود و ما در جلویش
با نام شهید یک اتوبان زده ایم
نظرات ()دروصف تو اسمان خبرخواهد شد
باتو شب تیره مان سحر خواهد شد
تومیروی و خاک اگر جای تو نیست
این خاک فقیر معتبر خواهد شد
نظرات ()